حبيب الله الهاشمي الخوئي

182

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

أسأله عن مسألة فكتب عليه السّلام إليّ إنّ المنافقين يخادعون اللَّه وهو خادعهم وإذا قاموا إلى الصّلاة قاموا كسالى يراؤن النّاس ولا يذكرون اللَّه إلَّا قليلا مذبذبين بين ذلك لا إلى هؤلاء ولا إلى هؤلاء ومن يضلل اللَّه فلن تجد له سبيلا ، ليسوا من الكافرين وليسوا من المؤمنين وليسوا من المسلمين يظهرون الايمان ويصيرون إلى الكفر والتكذيب لعنهم اللَّه . الترجمة از جمله خطب شريفه آن حضرتست كه وصف فرموده در آن منافقين را مىفرمايد : حمد ميكنم خدا را در مقابل آن چيزى كه توفيق داد مر آن چيز را در طاعت وفرمانبردارى ، ودفع ومنع فرمود بندگان را از آن از معصيت وگردن كشى ، ودر خواست مىكنيم از أو تمام كردن مر منّت أو را ، وچنگ زدن بريسمان محكم أو كه عبارتست از اسلام يا قرآن . وگواهى مىدهيم اين كه محمّد بندهء پسنديده وفرستادهء أو است ، فرو رفت در هر شدايد بجهت توجّه برضاي خدا ، وجرعه جرعه نوشيد هر غصّه در تحصيل رضاى إلهي وحال آنكه متغيّر ومتلوّن الحال شدند از براي أو نزديكان وخويشان ، وجمع گشتند بر عداوت أو بيگانگان ، وكندند طايفهء عرب بسوى حرب أو لجامهاى خود را وزدند بر شكمهاى شتران باركش خودشان بجهت رفتن بسوى جنگ أو تا آنكه فرود آوردند در فضاى خانه ومنزل أو دشمنى خودشان را از دورترين خانه ودورترين زيارتگاه وصيّت مىكنم شما را اى بندگان خدا به پرهيزكارى خدا ومىترسانم شما را از أهل نفاق ، پس بدرستى كه منافقان گمراهان وگمراه كنندگانند ، ولغزندگان ولغزانندگانند ، رنگ برنگ ومختلف الحال مىشوند وخلق را تفتين مىكنند ، قصد مىكنند شما را بهر أمر سنگين ، وانتظار شما را مىكشند در هر گذر گاهى ،